ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

367

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

معنايى است كه از سه امر تركيب يافته ابتدأ علم ، بعد حال ودر نهايت ترك . علم يعنى بندهء حق ، زيان گناه را بداند وآن را حجابى ميان خود وميان حق تعالى در نظر داشته باشد گناه را قيد وبندى بشناسد كه أو را از دخول بهشت باز مىدارد . هر گاه اين حقيقت را بداند واز اين طريق يقين غالبي بر قلبش عارض شود ، تأثير نفساني شديدي در أو به وجود مىآيد واين تأثير نفساني به سبب فوت خير عظيمى است كه مطلوب هر عاقلى است . اين تألّم را كه بر اثر فوت خواست مطلوب ومحبوبش حاصل مىشود پشيمانى مىگويند واين معناى حالي است كه در مرتبهء دوّم توبه است . هر گاه تألّم ورنج بر قلب انسان غلبه كند موجب قصد انجام دو كار مىشود يكى ترك گناهى كه بالفعل در حال انجام است ، دوّم تصميم بر ترك گناهى كه در آيندهء عمر ، باعث ضايع شدن موضوع مطلوب ومحبوب أو مىشود . پس حقيقت توبه اين سه مرحله است كه بيان شد . با تحقق اين سه مرحله انسان آمادگى پيدا مىكند براي تلافى آنچه از خيرات كه از أو فوت شده ويا بديهايى كه از أو سرزده است . از توضيح فوق دانسته شد كه علم در تحقق اين خيرات أصل وأساس است به اين دليل كه اگر قلب يقين داشته باشد كه گناهان مانند زهرهاى مهلك وپرده‌هاى حايل ميان أو ومحبوبش مىباشند . طبعا براي كامل شدن اين نور يقين شعله آتش پشيمانى را در آن مىافكند ورنجش خاطر پديد مىآيد واز اين آتش پشيمانى آمادگى براي تدارك آنچه از دست رفته حاصل مىشود . بنا بر اين علم ، پشيمانى ، قصد بر ترك گناه در حال وآينده وتلافى أموري كه در گذشته از دست رفته است سه معناى مترتّبى هستند كه بر مجموع آنها توبه اطلاق مىشود . گاهى توبه بر پشيمانى تنها اطلاق مىشود . در اين صورت علم به منزلهء انگيزه وترك به منزلهء نتيجهء بعدى آن است به همين اعتبار است كه امام ( ع ) فرموده است : النّدم توبة . بنا بر اين لازمه‌اش علمي است كه موجب پشيمانى شود